ساختار اجتماعی طایفه آسترکی
طایفه ی آسترکی براساس یک نظام اجتماعی سازمان یافته و کنفدراسیون ایلی یکی از طوایف دورکی باب1 واز شاخه ی هفت لنگ بختیاری محسوب می گردد این طایفه همانند سایر طوایف بختیاری به رده ها و تیرهای مختلف تقسیم میگردد به گونه ای که هر تیره شامل چند تش و هر تش شامل چند اولاد یا کربو2 میباشد که در واقع از یک ساختار اجتماعی شامل-ایل-باب-طایفه-تیره-تش-اولاد-یا کربو تشکیل گردیده است هرکدام از اجزای این تشکیلات به نوبه ی خود تعریف خاصی را می طلبد و این امکان را فراهم می سازد تا اینکه گروه ها و رده ها ی مختلف با وحدت و هماهنگی در کنار یکدیگر یک زندگی مسالمت آمیز را داشته باشند بعنوان مثال طایفه که خود شاخه ای از یک باب می باشد مجموعه ای از یک تبار با تاریخ ،فرهنگ ،زبان و قلمرو مشترک می باشد تیره نیز از زیر شاخه های طایفه است که دارای اشتراکا تی چون همخونی،نسبی و خویشاوندی هستند تش و اولاد نیز گروه های کوچکتری هستند که از تیره منشعب می شوند و از یک گرو ه خویشاوند یا نوادگان پدری می باشد این تشکیلات منظم و سازمان یافته که به گروه ها ودسته های متعددی تقسیم می گردند دارای یک نظام مدیریتی هستند که در رأس آنان یک حاکم یا رئیس بزرگ می باشد که در گذشته از طرف پادشاه تعیین می گردید حاکم یا حاکمان از القاب و عناوینی چون شاه –کی-خان و یا ایلخان برخوردار بودند ازدوران مغولان واژه ی خان و ایلخان میان مردم بختیاری متداول گردید قبل از ان دوران واژه هایی چون شاه-کی-امیر و کا ید عناوین و القاب ورهبران طوایف بختیاری بودند
1-باب به مجموع چند طایفه که دارای اشتراکانی همچون تبار مشترک قلمرو مشترک باشند باب گفته می شود ماندد دورکی باب- بابادی باب و غیره
2- کربو : یعنی فرزندان و نوادگان پدری
3-تش:مخفف اتش و درواقع همان اجاق روشنایی یک خانواده است اصطلاحا به فرزندان ذکور یک خانواده اطلاق می شود اما در ساختار اجتماعی نیای پدری یک یا چند اولاد را تش می گویند
به هر حال از دوران صفویه حاکم بختیاری به عنوان امیر و خان معرفی می گردد بعنوان مثال تاجمیر آسترکی بختیاری از طرف پادشاه صفوی به عنوان امیرتاجمیر بختیاری رهبر و ریاست بختیاریها را بعهده می گیرد در صورتی که پدراین حاکم با عنوان و لقب شاه نسب داده شده است ودر تاریخ عباسی بعنوان بابک شاه نامبرده شده است همچنین در کتیبه ی سنگی که از حاکم بختیاری در دوران شاه طهماسب صفوی در بنه وار چهار و هفت باقی مانده با عنوان امیر تاجمیر بختیاری ثبت گردیده است وبعد ها جانشینان وی نیز بعنوان امیر- خان و ایلبیگی و یا والی قدرت را بدست می گیرند مانند امیرجهانگیر خان و سپس خلیل خان حاکم و فرمانروای بختیاری در تاریخ صفوی گزارش شده است و در دوره های بعدی خان و ایلخانی جای عناوین کهن را از ان خود ساخت و رهبران بختیاری بعنوان خان بختیاری حکمفرما بودند در طبقات پایین تر بعد از خان کلانتر عنوان دیگری است که به فردی که از طرف خان یا ایلخانی معرفی می گردید اطلاق میشد کلانتر رهبری یک باب که از مجموع چند طایفه تشکیل می گردد را عهده دارد تعداد کلانترها به نسبت زیر مجموعه ها یعنی طوایف متعددی بودند بعد ازمقام کلانترها کد خدا ها مدریت طوایف و تیره ها را برعهده داشتند کدخداها همانند کلانترها از طرف خان بزرگ فرمان می گرفتند در کار کدخدا ها پیران و ریش سفیدان طایفه نیز در تیره ها و طوایف جهت امور نظم وامنیت همکاری داشتند گاهی این موازنه بهم می خورد و هر باب و طایفه برای خود به ترتیب خان-کلانتر و کدخدایی داشتند 2 نتیجه اینکه این ساختار سیاسی اجتماعی تا پایان حکومت پهلوی کماکان ادامه داشت وبا پیروزی انقلاب اسلامی این ساختار دگر گون شد و با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی شوراهای اسلامی جاگزینی نظام مدریتی عشایربختیاری گردید
1-کتیبه و سنگ نوشته ی امیرتاجمیر خان در بنه وار چهار و هفت –به تاریخ 977 هجری قمری
2-صفی نژاد :جواد،لرهای ایران ص158-155